تبليغاتX
در حاشیه متن
چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت20:19
قدم زدن در شهر یادآور گذرا، بی دوام و تصادفی بودن زندگی است. یادآور فی البداهگی زندگی و موقتی بودنی که در برابر مقصد و مسولیت قرار می گیرد. قدم زدن به مثابه تجربه هنری یعنی بیگانه سازی مکان و به کارگیری سبکی از زندگی (بدن) که آن را ویژه می سازد (مو، کفش، لباس، ابرو). قدم زدن به مثابه گریختن و نمایشی دراماتیک ازعناصر روزمره که خود را در فرهنگ موقر، متشخص و رسمی بر ما تحمیل می کند. قدم زدن همچون گسست از زمان. همچون کولاژ.  

نوشته شده توسط کتایون تقی‌زادگان و محمدرضا مریدی | |
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت22:17
علم بهتر است یا ثروت؟

چه پاسخی پرپر می زند در ذهن تان وقتی موضوع انشا سال سوم دبستان تان از شما پرسیده می شود؟

نوشته شده توسط کتایون تقی‌زادگان و محمدرضا مریدی | |
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت1:33

 

در جنبش 1968، دانشجویان شعار دادند «به 30 ساله‌ها اعتماد نکن». آنها هیچ سخنرانی را به جمع خود نپذیرفتند (به جز سارتر در فرانسه و مارکوزه در آمریکا). 30 ساله شدن مرحله گذر به زندگی عقلانی و سودمندگرایانه است (با شواهدی چون شغل، ازدواج، قسط بانکی و نگرش محافظه‌کارانه) و مبارزه با آن در فرهنگ سایکدلیک جوانان انجام گرفت. سایکدلیک نوعی رومانتیسم اجتماعی است اما با خاستگاه اجتماعی جدید. احساسات‌گرایی رومانتیسم که ریشه در باورهای آیین‌مند روستایی طبقه متوسط نوظهور داشت خیلی زود با ارزش‌های طبقه اعیان همچون تشخص و آداب‌مندی همنوا و همخوان گردید (شاهد آن هنرمندان رومانتیسم 150 سال پیش اروپا و هنرمندان 60سال پیش خودمان ایران). اما احساسات‌گرایی انتقادی سایکدلیک در مبارزه با این دو مفهوم اساسی یعنی تشخص و آداب‌مندی است. اگر چه این فرهنگ انتقادی خیلی زود با ارزش‌های طبقه پایین و گروه‌های ناهنجار همنوا شد اما همچنان به عنوان آرمانی اجتماعی در موسقی و هنر مدرن پس از 1960 تخیل و بازسازی می‌شود. به قول بارت لذت خوانش جدید از متن زندگی در این فرهنگ رادیکالی ممکن است اما ظاهرا این خوانش برای ما یک تجربه نسلی است.  

من 30 ساله شدم.

نوشته شده توسط کتایون تقی‌زادگان و محمدرضا مریدی | |
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت0:44

در تاریخ هنر ایران، آثار زنان نادیده انگاشته شده است. عموما منظور از نقاش، یک مرد است. بنابر‌این نقاشان زن در جدال با فرهنگ بصری مردانه‌ای هستند که چند صد سال تاریخ را در پشت خود دارد. نقاشی‌های الهه حیدری از این دست است. او به انکار تمام پیش‌فرض‌های مردانه در تصویر نقاشی شده از یک زن می‌پردازد؛ زنی که زیبا، طناز و عشوه‌گر نیست. زنی بی‌سیما و صورت که نه برای دیده شدن بلکه برای فهمیده شدن است. اما زنان نقاش نه تنها در جدال با فرهنگ بصری مردانه بلکه در جدال با فرهنگ بصری رسمی هستند که بدن زن را انکار می‌کند. نقاشی زنان، کشف بدن زن است.

نوشته شده توسط کتایون تقی‌زادگان و محمدرضا مریدی | |
جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت18:43

می‌چرخانی، می‌چرخانی این چند شبکه تلویزیون جمهوری اسلامی را. خود را در هجوم چشم‌بادمی‌ها می‌بینی؛‌ امپراطور دریا، تاجر پوسان و ... و حتی نسخه انیمیشنی یانگوم!

مجری برنامه افتتاحیه المپیک 2008 که امروز پخش شد، مراسم را رمزگشای می‌کرد! تصاویر منع‌ انگاشته شده (دختران زیبا) را با تفسیرهای فرهنگی موجه و مقبول می‌ساخت و اندر باب فرهنگ و المان و تمثیل‌های چینی سخن می‌گفت.

کمتر پیش آمده است که از قرابت فرهنگی‌‌مان با چین سخن بگوییم. اما کافی است تاریخ نگارگری و تصویرگری را مرور کنیم تا حضور چشم بادمی‌ها را در تصویر اسطوره‌ای، عرفانی و تغزلی‌مان ببینیم. آن چنان از تیموریان سخن می‌گوییم که گویی ایرانی‌اند. با افتخار می‌خوانیم اولین‌شان که آمد فارسی بلد نبود و آخرین‌شان به فارسی شعر می‌گفت. گویی این هنر ما بوده و نه آن‌ها.

فراموش کرده‌بودیم همه این ها را.

نوشته شده توسط کتایون تقی‌زادگان و محمدرضا مریدی | |
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت22:5

تاریخ مشروطیت همچنان گرفتار واقعه‌‌نگاری‌های ضد و نقیض است. هنوز همهمه تاریخ‌نگاران رسمی و غیررسمی به پایان نرسیده تا نوبت به جامعه‌شناسی برسد و جامعه‌شناسی مشروطه ایرانی ارائه شود.

جنبش از ائتلاف برخی بازرگانان و روحانیون و تهی‌دستان شهری آغاز گردید. بازرگانان ایران آن زمان چند دسته بودند: اول بازرگانانی که به عنوان دلال تجارت‌های خارجی فعالیت می‌کردند و از تجارت وابسته ایران سود می‌بردند. اینان که ذینفع زد و بندهای دربار و خارجیان بودند در صف مخالفان مشروطه قرار گرفتند. دوم بازرگانان سنتی یعنی پیشه‌وران، ‌صنعتگران و تجار ماقبل گسترش سرمایه‌داری که به واسطه ورود کالاهای خارجی ضرر کرده بودند. این دسته به صف مشروطه خواهان پیوستند. سوم بازرگانان جدید ایران که به عنوان سرمایه‌داران و بازرگانان متجدد شناخته می‌شدند. آنها نقش دوگانه‌ای در مشروطه داشتند زیرا از یک سو با انحصارطلبی خارجی‌ها در بازار تجاری ایران (مثل قرارداد رویتر و گمرک) مخالف بودند و از سوی دیگر از تجارت با بازار بین المللی سود می‌بردند. از این رو گاه به صف موافقان و گاه مخالفان مشروطه می‌پیوستند.

روحانیت که نقش عمده‌ای در جنبش داشت نیز با دوگانگی مواجه بود. برخی در مخالفت با حضور بیگانگان و استبداد شاه خواهان مشروطیت شدند اما برخی روحانیون با ترس از قدرت گرفتن لامذهب‌ها (منورالفکرها) و با این بینش که برنامه‌های آموزشی، حقوقی و قضایی از فرنگ برگشته‌ها، جایگاه روحانیت را تضعیف نموده و اسلام را به خطر می‌اندازد به مخالفت با مشروطه‌خواهان پرداختند. این دو دستگی میان بازرگانان و روحانیون ائتلاف میان آنها را ناپایدار ساخت.

یکی دیگر از دلایلی که موجب شد مشروطیت در اندازه یک جنبش باقی بماند و تبدیل به انقلاب نشود، انفعال دهقانان بود. مشخص نبودن منافع دهقانان در جنبش و مشکلات استراتژیکی مانند سازماندهی‌شان در آن همه روستای جدا و پراکنده، مانع از آن شد که دهقانان به عنوان یک نیروی اجتماعی موثر در جریان مشروطه وارد شوند. آن‌ها «به جز چند عملیات پراکنده به تحریک روحانیت مداخله‌ای در جنبش مشروطه نداشتند» (فوران،281:1382). دوگانگی مواضع بازرگانان و روحانیت، اتحاد تهی‌دستان شهری و دهقانان را غیر ممکن ساخت و عملا نیروی جنبش را زایل کرد.

نوشته شده توسط کتایون تقی‌زادگان و محمدرضا مریدی | |
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت10:27

"اخطار! علیحضرت ظاهرا فراموش کرده است که تاج و نگین پادشاهی را  نه از شکم مادر خویش آورده است و نه حکم فرمانروایی مطلق از جهان ناپیدای ارواح در دست دارد. او باید به یاد داشته باشد که سلطنتش فقط موکول به قبول و یا رد مردم است."
                                                                                              گزیده‌ای از متن یک بیانیه انقلابی

۱۰۲سالگی مشروطه ایرانی در نوشتار
کاظم رحیمی‌نژاد- محمد‌رضا مریدی؛کتایون‌تقی‌زادگان-حمید منشیحامد زارع
 عارف آهنیمحمداسماعیل حق‌پرست- صدرا جعفرپور
دوشنبه ۱۴مرداد۱۳۸۷

پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت23:2

تفکر آیین‌مند و مناسکی مختص دین نیست. مثلا می‌توان از مناسک اجرای تئاتر صحبت کرد؛ سالن تاریک، نور موضعی، سکوی بالا آمده، سکوت مطلق. برخی پیدایش نمایش صحنه‌ای در قرن هجدهم را جانشینی برای صحنه‌پردازی کلیسایی از اجرای مناسک دینی می‌دانند. جالب اینجا است که امروزه هر چه مذاهب بیشتر و بیشتر عقلانی شده و از خود اسطوره‌زدایی می‌کنند، فوتبال، هنر و سیاست اسرارآمیز، اسطوره‌ای و آیینی‌تر شده‌اند. نقل قولی از کتابی می‌آورم که مناسک فوتبال را در مقایسه با مذهب مسیحیت نشان می‌دهد. فکر می‌کنم این زاویه دید می‌تواند نگاه تحلیلی ما را نسبت به عمل مناسکی عوض کند.

 

فوتبال حرفه‌ای

مذهب (مسیحیت)

فوق ستاره‌ها

قدیسان

بازی یکشنبه‌ها

مراسم مذهبی یکشنبه‌ها

بلیت

صدقه

مربیان

کشیشان

استادیوم

کلیسا

شیفتگان فوتبال

مومنان به کلیسا

بازی‌های پیچیده

الهیات

بازیکنان در مسابقات لیگ

مومنان در جستجوی جام مقدس

 

     آسابرگر، آرتور، 1379، روش‌های تحلیل رسانه‌ها، ترجمه پرویز اجلالی، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، وزارت فرهنگ   

نوشته شده توسط کتایون تقی‌زادگان و محمدرضا مریدی | |
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت16:40

امروز به دیدار رضا درستکار رفتیم. احتمالا بعضی می‌دانند که او منتقد اثرگذاری است، کتاب و مقاله دارد و برو و بیایی. از اوایل ‌گفت؛ اوایل انقلاب و سینما و اینکه اگر امام و جمله «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم» نبود، بعضی‌ها دودمان سینما را به باد داده بودند. نقل کرد که همان اوایل، امام که قبلا فیلم گاو را دیده بودند می‌گویند فیلم خوبی است، پخشش کنید. گویی برخی مخالف بودند. مطبوعات نوشتند و نوشتند که امام گفته پس کو گاو؟‌ آن‌ها جواب دادند این فیلم قبل از انقلاب است، دولت‌آبادی دارد و چه و چه و چه. امام گفتند: پخشش کنید. در آخرین بهانه‌گیری گفتند در سکانسی از فیلم، مش اسلام، مش حسن را کتک می‌زند. مگر می‌شود اسلام کسی را کتک بزند!

نوشته شده توسط کتایون تقی‌زادگان و محمدرضا مریدی | |
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت14:32

 

در جامعه نخستی‌ها (انسان‌های میمون‌نما یا میمون‌های انسان‌نما) خانواده دیده نشده و جفت رابطه جنسی وجود نداشته. پس از تکامل فیزیولوژیک، انسان راست قامت شد و امکان لذت جنسی از طریق نزدیکی بدنی برایش فراهم گردید؛ زن و مرد همدیگر را در آغوش گرفتند. این هم‌آغوشی برای زن، شباهت بسیار با در آغوش گرفتن فرزند داشت به این ترتیب عواطف محبت‌آمیز مادرانه از در آغوش گرفتن بچه به سوی هم‌آغوشی عاشقانه سوق پیدا کرد و رابطه جنسی زن و مرد مرکز رابطه عاطفی قرار گرفت.

با نزدیکی عاطفی  مرد ـ زن رابطه عاطفی میان مرد ـ بچه به وجود آمد که آغاز روابط پدرانه بود. به عبارتی پدر بودن پیش از آن‌که رابطه‌ای وراثتی باشد رابطه روانشناختی بود. آن زمان مفهوم پدر، میان دایی (برادر مادر) و همسر مادر در نوسان بود. اما پس از چند قرن با گذر از جامعه اولیه و ثانویه و... و ورود به جامعه‌کشاورزی مرد حضوری وراثتی یافت و نقش پدر متولد گردید. اما رابطه پدر ـ فرزند بسیار پیچیده است؛ زیرا پدر از یک سو حامی و از یک سو غاصب است (که بخشی از محبت مادرانه را به خود اختصاص می‌دهد)، از یک سو حامی و از یک سو دشمن است (که اقتدار او باعث سرکوبی تمایلات فرزند است). با وجود این تعارضات، رابطه عاطفی میان پدر ـ مادر ـ فرزند حفظ شد و خانواده شکل گرفت.
نوشته شده توسط کتایون تقی‌زادگان و محمدرضا مریدی | |